درباره ی نوشته ای جعلی و حقیقی


by : x-themes


بنامـ او

می خوامـ یهـ ذرهـ بنویسمـ تا خالی شمـ. دربارهـ اونـ نوشتهـ هایی کهـ خوندید.حسـ می کنمـ توی دلمـ رختـ میشورند.حتی نمیدونمـ از چی بگمـ و چهـ جوری شروعـ کنمـ. فقط خیرهـ شدمـ بهـ مانیتورمـ و یهـ صفحهـ ی سفید... موقعی کهـ کتابـ رو دادید تا بخونمـ دقیقا یادمـ نبود دوستـ محترممـ چی نوشتهـ بود. فقط یادمهـ دربارهـ ی اونـ روزی بود کهـ منـ برای اولینـ بار بهـ یهـ نفر لبـ دادمـ. یهـ سری از نوشتهـ ها رو قبلـ از اونـ روز نخوندهـ بودمـ. آخرینـ صفحهـ رو کهـ خوندمـ، واقعا نگاهمـ روی صفحهـ ماسیدهـ بود. با توجهـ بهـ اونـ متنـ ادامهـ دار قبلی هر نفر سومی اینـ داستانـ رو حقیقتـ دنبالهـ ی اونـ زنجیرهـ فرضـ می کرد. نمیگمـ اون روز هیچـ اتفاقی نیفتاد ولی واقعا اتفاقـ های اونـ روز اینـ خیالـ پردازی های دوستـ محترمـ نبود. نمیدونمـ شاید اگهـ هر کسـ دیگهـ ای غیر از شما اینـ متنـ رو خوندهـ بود همـ منـ و همـ دوستـ محترمـ دچار دردسری میشدمـ کهـ اونـ سرشـ ناپیدا بود. بهـ قولـ خودتونـ گاهی کهـ عقلـ آدمـ زایلـ میشهـ دیگهـ نمیتونهـ کار درستی انجامـ بدهـ و پنجاهـ درصد اشتباهاتـ ما سر همینهـ و پنجاهـ درصد دیگهـ اشتباهاتمونـ سر اینهـ کهـ نمیدونیمـ کارمونـ اشتباههـ. معمولا اشتباهاتـ آدمی مثلـ منـ کهـ دوستـ دارهـ هر چیزی رو حداقلـ یهـ بار امتحانـ کنهـ بیشتر از بقیهـ استـ.هنوزم نمیدونمـ. بهـ نظر شما لبـ دادنـ کار اشتباهیهـ؟




†ɢα'§ : <-TagName->
برچسب:, |- مبهم -| Oηe CM

ϰ-†нêmê§